گنج علوم


وبلاگی پر از مطالب مفید برای تیزهوشان


بااصل 90 به 10 زندگی تان را متحول کنید



ادامه مطلب

نویسنده : سروش بدری ; ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٩




جواب آنهائیکه میپرسند درس خواندن به چه دردی می خورد؟ داستان



ادامه مطلب

نویسنده : سروش بدری ; ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢۸




آیینه کاو (مقعر) چه گونه است؟



ادامه مطلب

نویسنده : سروش بدری ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٧




قربانی



ادامه مطلب

نویسنده : سروش بدری ; ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٧




چپ دست ها و زندگی زیبایشان



ادامه مطلب

نویسنده : سروش بدری ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٧




قضاوت

 

 


ادامه مطلب

نویسنده : سروش بدری ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٧




ماجرای خان و دزد

مردی به دربار خان زند می رود و با ناله و فریاد می خواهد تا کریمخان را ملاقات کند...
سربازان مانع ورودش می شوند!
خان زند در حال کشیدن قلیان ناله و فریاد مردی را می شنود و می پرسد ماجرا چیست؟
پس از گزارش سربازان به خان ؛ وی دستور می دهد که مرد را به حضورش ببرند...
مرد به حضور خان زند می رسد و کریم خان از وی می پرسد:
چه شده است چنین ناله و فریاد می کنی؟
مرد با درشتی می گوید:
دزد ، همه اموالم را برده و الان هیچ چیزی در بساط ندارم !
خان می پرسد:
وقتی اموالت به سرقت میرفت تو کجا بودی؟!
مرد می گوید:
من خوابیده بودم!!!
خان می گوید:
خب چرا خوابیدی که مالت را ببرند؟
مرد در این لحظه آن چنان پاسخی می دهد که استدلالش در تاریخ ماندگار می شود و سرمشق آزادی خواهان می شود ...
مرد می گوید:
من خوابیده بودم ، چون فکر می کردم تو بیداری...! خان بزرگ زند لحظه ای سکوت می کند و سپس دستور می دهد خسارتش از خزانه جبران کنند و در آخر می گوید : این مرد راست می گوید ما باید بیدار باشیم





نویسنده : سروش بدری ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٥




زیبایی های غفلت شده



ادامه مطلب

نویسنده : سروش بدری ; ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٥




کامل ترین جدول انرژی زایی و کالری مواد غذایی
 


ادامه مطلب

نویسنده : سروش بدری ; ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢۳




آنچه مغز پس از توقف مشاهده تصاویر توسط چشم می‌بیند
 

 

 



ادامه مطلب

نویسنده : سروش بدری ; ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢۳




داستانی از ناپلئون


ادامه مطلب

نویسنده : سروش بدری ; ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۳




راست مغز هستید یا چپ مغز؟

آیا سر کلاس مدام به ساعت‌تان نگاه می‌کنید یا وقتی زنگ می‌خورد تعجب می‌کنید که چه زود گذشت؟آیا به شما ایراد می‌گیرند که زیادی همه‌چیز را تحلیل می‌کنید یا می‌گویند خیال‌باف هستید؟این ویژگی‌های شخصیتی به نوع مغز بستگی دارند.


ادامه مطلب

نویسنده : سروش بدری ; ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۳




گفت و گوی من با خدا



ادامه مطلب

نویسنده : سروش بدری ; ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۳




 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرمان نادست رئیس جمهور(داستان وقعی)

دیل کارنگی

روزی «ادوارد استانتون» [۱]، لینکلن را دیوانه و احمق خواند. استانتون در حقیقت از این مسئله عصبانی و غضب‌آلود بود که رئیس‌جمهور در کارهای مربوط به او دخالت کرده و برای جلب نظر یک سیاستمدار خودخواه و متکبر، دستور انتقال چند هنگ سرباز را صادر کرده است.

استانتون نه تنها دستور لینکلن را عملی نکرد، بلکه قسم خورد که او حتماً دیوانه و احمق است. زیرا اگر دیوانه نبود، چنین دستوری صادر نمی‌کرد... وقتی که خبر به گوش رئیس‌جمهور رسید، با متانت گفت: «اگر استانتون مرا دیوانه و احمق خطاب کرده، حتماً درست گفته و من باید احمق باشم، زیرا حرف‌های او تقریباً در همه‌ی موارد درست بوده است. باید همین حالا به نزد او بروم تا ببینم ماجرا چه بوده است؟
سپس، لینکلن به ملاقات استانتون رفت. وزیر جنگ با دلیل و مدرک برایش توضیح داد که تصمیم او نادرست و اشتباه بوده و دستور غلطی صادر کرده است. لینکلن هم متقاعد شد و حکم خود را پس گرفت. لینکلن از انتقاداتی که بی‌غرض و فقط در جهت مساعدت و همکاری و با نیتی خالصانه اظهار می‌شد، استقبال کرده و آن را می‌پذیرفت.
-------------------------------------------
۱. وزیر جنگ دوران ریاست جمهوری آبراهام لینکلن. ره‌پو


برگرفته از کتاب: 
کارنگی، دیل؛ آیین زندگی؛ برگردان هانیه حق نبی مطلق؛ چاپ سوم؛ تهران: سلسله مهر 1387.





نویسنده : سروش بدری ; ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۳




8 دلیل قانع کننده برای ترک آدامس



ادامه مطلب

نویسنده : سروش بدری ; ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۳




اتاق تاریک



ادامه مطلب

نویسنده : سروش بدری ; ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۳